کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

109 حرفم با تو

کتایونم هشت ماهگی روهم با هم طی کردیم و ورودت به نه ماهگی روتبریک میگم عزیزم +کتی خانوم ما این ماه سرما خورد شدیدوبعدازیه هفته خوب شد ولی  بعد از دو هفته سرفه های شدیدش شروع شد که بنا به گفته ی دکتر داروهاش  رو ادامه دادم وقتی بعد از چهار روزدیدم هیچ بهبودی حاصل نشد دوان دوان رفتم نزد دکتر و اونجا بود که فهمیدم بعله کتایون دچار حساسیت شده داروهاش تغییر کرد و ما دوان دوان برگشتیم خونه که به امید خدا با مصرف  این دارو ها خوب بشه وگرنه باید بریم سراغ اسپری و آمپول (خدایا خودت کمک کن کتی خوب شه و کار به اونجاه نکشه مرسی خدا جون) +به خاطر بیماری و مصرف دارو و نخوردن ویتامین ها کتایون این ماه نه وزنش زیاد شده نه قدش )): +دخترکم ...
28 آذر 1392

[عنوان ندارد]

سلام منصوره ی عزیز...شما میتونید تو بلاگفا به آدرسwww.blogfa.comیانی نی وبلاگ به ادرس www.niniweblog.com یهوبلاگ برای دخترتون بسازید و براشاونجا بنویسید حالا شما وبلاگ بسازید و بیایید تا براتون توضیح بدم در ضمن نظر که میزارید خصوصی نباشه تا جوابتون رو پایین نظرتون بدم
28 آذر 1392

108 حرفم با تو

سلام هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بالاخره کتی خانوم ما چهاردست وپا رو یاد گرفت و آروم آروم  راه میره ولی هر وقت که عجله داره میره روی سینه خیز راه رفتن و باعث خنده ی من میشه   +ما شنبه ۱۶ آذر کرج رو به مقصد مشهد ترک کردیم برای ادای نذر مشهد خیلی خوش گذشت عالی بود هوا خوب کتایون خوش اخلاق همه چی خوب بود   +قبل سفر کتی خانوم ما سرما خورد و اولین سرما خوردگی رو تجربه کردیم چه تجربه ی تلخی مشهد حالش رو به بهبود بود ولی از وقتی برگشتیم سرفه های شدیدی میکنه که گویا  پروسه این سرماخوردگی همینه یه هفته بیماری استراحت دوباره بیماری خلاصه وقتی کتی سرفه میکنه انگار یکی به دلم  چنگ میزنه خدایا دخترکم رو در پناه خو...
25 آذر 1392

106 حرفم با تو

سلام این روزا به این فکر میکنم که چقدر زود هفت ماه گذشت و دخترکم وارد هشت ماهگی شد ومن هر روز شاهد بزرگ شدن گل زندگیم هستم گلی که خیلی منتظر اومدنش بودم و با اومدنش شادی رو برام به ارمغان آورد . +این روزا کتی مامان خودش به تنهایی می شینه و هر وقت که دلش خواست دمر میشه و  سینه خیز میره +دخترکم خیلی شیطون شده  +دندون های دخملی با هر خنده مشخصه و من با دیدشون دلم ضعف میره +خنده های شاد دخملی پر از انرژیه برای من و باباییش +کتایونم این روزا تلاشمیکنه برای چهار دستو پا رفتن ولی هنوز موفق نشده +دو روزه که کتایون یاد گرفته با روروئکش راه بره البته برای راه رفتن میپره و تا یه ذره روروئک بره جلو بعله کتی خانوم ما راننده ش...
6 آذر 1392
1